مهمترين چيزها
برگرفته از مشكاة الانوار فى غرر الاخبار
برگرفته از مشكاة الانوار فى غرر الاخبار
برگرفته از مشكاة الانوار فى غرر الاخبار
رسول خدا (ص) فرمود:
مادر حضرت سليمان بن داود باو گفت پسر جانم مبادا در شب پربخوابى كه كه پرخوابى شب مرد را روز قيامت فقير ميدارد.
برگرفته از امالی صدوق
امام صادق (ع) فرمود:
چون گناهان بنده بسيار شود و جبران آن نكند خدا او را باندوه در دنيا گرفتار سازد تا كفاره آن گردد و گر نه بيمارش كند تا كفاره گردد و گر نه در هنگام مرگ بر او سخت گيرد تا كفاره گناه او گردد و گر نه در قبر عذابش كند تا گاه ملاقات پروردگار گناهى نداشته باشد.
برگرفته از امالی صدوق
امام پنجم فرمود:
چون مرگ پدرم در رسيد مرا بسينه چسبانيد فرمود پسر جان همان سفارشى را بتو كنم كه پدرم هنگام مرگش بمن كرد و گفت پدرش باو سفارش كرده و گفته پسر جان مبادا بكسى ستم كنى كه جز خدا يارى ندارد.
برگرفته از امالی صدوق
برگرفته از امالی صدوق
رسول خدا (ص) فرمود:
در شگفتم از كسى كه از خوراك پرهيز ميكند براى ترس از درد چرا از گناهان نپرهيزد براى ترس از دوزخ
برگرفته از امالی صدوق
رسول خدا (ص) فرمود:
خداى جل جلاله فرمايد اى پسر آدم در آنچه بتو فرمودم فرمانم بر و صلاح خود را بمن میاموز.
برگرفته از امالی صدوق
امام صادق (ع) فرمود:
نيكى كنيد با پدرانتان تا بشما نيكى كنند پسرانتان و پارسا باشيد با زنان مردم تا پارسا باشندبا زنانتان .
ابن عباس فرمود:
اول پول نقره و طلائى كه در زمين سكه زدند مورد نظر ابليس شد و چون آنها را ديد برداشت و بر دو ديده گذاشت و بسينه چسبانيد و فريادى زد و باز بسينه چسبانيدشان و گفت شما دو تا نور چشم من و ميوه دل منيد من باك ندارم كه چون بنى آدم شما را دوست داشتند ديگر بت را نپرستند بس است مرا از بنى آدم كه شما را دوست دارند.
برگرفته از امالی صدوق
امام چهارم فرمود:
خداى عز و جل ميفرمايد هر كه از خلقم مرا بشناسد و نافرمانى من كند بر او مسلط كنم كسى را كه مرا نشناسد
برگرفته از امالی صدوق
رسول خدا فرمايد:
چون خدا نگرد كه مردم يك قريه در نافرمانى از حد گذرانيده و سه مؤمن در ميان آنهاست ب آنها ندا كند اى گنهكاران اگر نبود در ميان شما مؤمنان دوستدار بجلالم و آباد كن زمين و مساجدم بنماز خودشان و آمرزشجويان در سحر از ترسم عذابم را بشما فرود مى آوردم و باكى نداشتم
حضرت امیر المومنین على (ع) فرمودند:
در نااميدى اميد بيشتريست موسى بن عمران (ع) رفت براى خاندانش آتش آرد خداى عز و جل با او سخن گفت و با مقام نبوت برگشت ، ملكه سبا از كشور خود بيرون رفت و بشرف اسلام و همسرى سليمان (ع) رسيد، جادوگران مصر رفتند عزتى از فرعون بدست آرند و بشرف ايمان رسيدند
برگرفته از امالی صدوق